همگی خوبین انشا ا...
خداروشکر
من دوباره برگشتم ![]()
![]()
اومدم واسه خدمت![]()
![]()
می خوام هر هفته واستون یکی از کتابهای پائولو کوئیلو رو بزارم برین فضا
من خودم عاشق این نویسنده ی عارف غرب هستم
خوب بحثو کوتاه می کنم و اولین کتابشو تو همین پست واستون میزارم
قول بدین که نظر بدین وبگین که بعد از این نویسنده کتابهای کی رو واستون بزارم
باشه؟
مرسی
بریم سر کتاب.
مکتوب
نویسنده: پائولو کوئیلو
مترجم: دکتر بهرام جعفری
مجموعه نوشتههای کوتاه، حکایتها و تاملات و برداشتهای پائولو کوئلیو، نویسندهی صاحبنام برزیلی، از جهان هستی و زندگی. مجموعهی نگرشها و برداشتهای کوتاه پائولو کوئلیو که در ظاهر بدون پیوستگی مینمایند، اما در این مجموعه به تار و پود هم بافت زیبایی میبخشند که هریک وظیفه و افسانهی شخصی خود را دارد. این قطعات که از منابع و فرهنگ ها و کشورهای گوناگون الهام بخش پائولو کوئلیو بوده اند، حاصل همکاری او با روزنامه فولیا است. او خود می گوید: "این کتاب، پندنامه نیست، تبادل تجربه است."
کوئلیو در مقدمه این کتاب میگوید: «مکتوب، کتابی از نصایح و پند نبوده، بلکه مجموعه ای از تجربیات حاصله میباشد. قسمت اعظم آن تشکیل شده از آموزشهای استادم به من در طی 11 سال طولانی از همزیستی در کنار یکدیگر میباشد. بخشهای دیگر، قطعه داستانهائی از دوستان و یا اشخاصی میباشد که با آنها حداقل یکبار تماس و برخورد داشته ام، اما برای من پیامهائی فراموش نشدنی به همراه داشته اند.
سرانجام، کتابهایی وجود دارند که من آنها را خوانده و یا داستانهایی که در هر حال متعلق به میراث روحانی نسل بشر هستند و مورد استفاده من قرار گرفته اند.
مکتوب در واقع متولد یک تماس تلفنی آلیسنو لیته، نوه پسری رئیس بنگاه نشد "دفترچه ای با ورقهای درخشان" در سائوپائولو میباشد. من در آن زمان در آمریکا بوده و پیشنهادی در زمینه تالیف این کتاب، بدون آن که دقیقا بدانم که قصد نوشتن چه مطلبی را دارم، دریافت کردم. اما آن دعوت به همکاری، تحریک آمیز بوده و من تصمیم به رفتن به جبه و روبرو شدن با مخاطرات گوناگون آن گرفتم.
با مواجه شدن با نوع کاری که میطلبید، تقریبا از انجام آن منصرف شدم، چرا که علاوه بر آنکه برای معرفی کتابهایم باستی سفرهای زیادی به خارج از کشو انجام میدادم، ستون روزنامه ای که در آن من هر روز مطلب مینوشتم دچار وقفه میشد. معذالک نشانه هایی به من میگفتند که در آن کار را انجام دهم: نامه ای از یک خواننده به دستم میرسید، دوستی دست به انجام تفسیری میزد، شخصی به مکن بریده هائی از جراید را نشان میداد..
به تدریج این مطلب را آموختم که در متون تالیفی خود مستقیم و بی طرف باشم. همچنین مجبور به خواندن مجدد متونی که مینوشتم بودم و لذت این کار زایدالوصف بود. در ضمن به هنگام استفاده کردن و نوشتن کلمات و سخنان استادم احتیاط بیشتری به خرج میدادم. درکل، به تمام چیزهائی که در اطراف و حول و حوشم میگذشت، بعنوان انگیزه و دلیلی برای نوشتن مکتوب توجه داشته و نگاه میکردم. و این امر تا اندازه ای مرا غنی ساخت که حتی امروز هم بابت این وظیفه روزانه، احساس شعف میکنم.»
» حجم 2.13 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 5,20 دقیقه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
<<کپی رایت از کتابناک>>
سلام ببخشید که دیر دیر آپ میکنم
میخوام وبلاگی رو معرفی کنم که در باره فرقه ایمو هست خوب اگه سر بزنین فکر نکنم بدتون بیاد ازش وبلاگه ماله رضا انجل هست با ۳ تا از دوستاش که ایمو هستن خودشون کلی هم چیزای مختلف دارن تو وبلاگ از عکس . دل نوشته. اطلاعات در باره ی ایموه. بازی فلش ایمو. تم. موزیک ایمو راک و.... همچی خلاصه هست وبلاگه خوبیه
ارزش دیدن رو داره
عکسم میزارم ازش

این عکسه خوشگله نه؟

این بالایی که رضاست
اینم گالریه عکسای رضا
اینم از آدرسه وبلاگشون
BYE NAW![]()
سلام سلام خوبین
آقایون خانوما ببخشید که اینقدر دیر به دیر آپ میکنم
الانم واقعا نمی دونم چی بزارم همینطوری یه چیزی می زارم امیدوارم خوشتون بیاد. فول البوم احسان خواجه امیری(سلام آخر) به همراه متن شعر سلام آخر و همینطور کتاب ۸ درن شان (جزیره ی گرگ ها) (۱۴ فصل ) حالشو ببرید (امیدوارم)
اینم برای شما
سلام آخر
سلام ای غروب غریبانه ی دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه ی عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را میسپارم به دامن دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا
به شب میسپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خدا حافظ ای نو بهار همیشه

| 01 - Khial [24Kps] 128Kps |
| 02 - Saye Be Saye [24Kps] 128Kps |
| 03 - Baran Ke Mibarad [24Kps] 128Kps |
| 04 - Shans [24Kps] 128Kps |
| 05 - Zesht O Ziba [24Kps] 128Kps |
| 06 - Bavar Nemikonam [24Kps] 128Kps |
| 07 - Tamomesh Kon [24Kps] 128Kps |
| 08 - Jodaei [24Kps] 128Kps |
| 09 - Fasle Baroni [24Kps] 128Kps |
| 10 - Salam Akhar [24Kps] 128Kps |
لینک ها هم تست شده و سالمن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کتاب هشتم دیمونتا
فصل هشتم (همه ی گرگهای پادشاه)
فصل نهم (تیماس وارد عمل می شود)
نظر فراموش نشه
.
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
صدای پای آب
اهل کاشانم
روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم
خرده هوشی
سر سوزن ذوقی
مادری دارم بهتر از برگ درخت
دوستانی بهتر از آب روان
وخدای که در این نزدیکی است
لای این شب بوها
پای آن کاج بلند.
روی آگاهی آب
روی قانون گیاه
ادامش هم ادامه ی مطلب
نظر فراموش نشه (مهم
)
.

شب بود هوا خیلی تاریک بود هیچ صدایی جز صدای تالاپ تالاپ قلبش رو نمیشنید.باری که رو دوشش بود خیلی سنگین بود و تیشه ای هم که دستش بود پشتش رو زخمی کرده بود.آروم آروم با قدمهای شمرده راه میرفت هیچ صدایی نبود .تنها بود توی یه جایی مثل یه دشت بزرگ همه جا تاریک بود گهگداری پاش به تخته سنگها گیر میکرد و کله میشد اما زمین نمی خورد و به راهش ادامه میداد تنها چیزی که میشنید صدای تالاپ تالاپ قلبش بود...
بالاخره رسید به جایی که می خواست با خستگی جسد رو از رو دوشش پائین گذاشت یاد اون روزهایی افتاد که همدیگرو تو آغوش می گرفتن اما حالا اون مرده بود.اولین ضربه رو می خواست بزنه با همون تیشه که با خودش برده بود می دونست اولین ضربه خیلی دردناکه اما باید میزد. به یاد همون زخمی بود که از پشت بهش زده بودن حالا همراه با خشم و نفرت تیشه رو برد بالای سرش صدای قلبش تند تر شده بود .تیشه دستاش رو با قدرت پایین آورد و جلوی پاش کوبید .ناگهان خون با فشار بیرون زد و همه جاش رو سرخ کرد سرخ سرخ .صدای قلبش کند شده بود ولی درد میکرد .خیلی درد میکرد...
آروم خونی رو که روی صورتش بود پاک کرد و یکم خاک روی اونجایی که خون ازش می پاچید ریخت تا خونش بند بیاد.خون که بند اومد یه نگاه به اطرافش کرد هنوز صدای تاپ تاپ قلبش میومد.زیر پاهاش پر خون بود مثل یه باتلاق کم عمق از خونی که توش یه عالمه سلولهای عشق مرده وجود داشت، یکم گشت تا جای بهتری برای دفن عشق مردش پیدا کنه ، آروم شروع کرد به یه گوشه ضربه زدن"تق تق تق "یاد اون روزهایی افتاد که همینطور به صدای ساعت گوش می داد "تق تق تق"و منتظر می شد این لحظه ها با سرعت بگذرند و ساعت قرارشون برسه ، آخه اون همیشه یک ساعت قبل از موعد سر قرار بود و 3600 تا از این ضربه ها رو توی مخش می شمورد و وقتی به هم می رسیدن انگار 3600 سال گذشته بود براش همدیگرو تو آغوش می گرفتن و لباشون رو از هم جدا نمی کردن انگار یه چسب جادویی اونهارو بهم چسبونده بود...
تاپ تاپ تاپ صدای قلبش بود که با بخاطر آوردن این خاطرات خیلی سریع تر و با شدت می زد ،نفس عمیقی کشید و سعی کرد این افکار رو از ذهنش دور کنه ، دوباره خودش رو توی محیط سرد وتاریک و نمناک قبرستون قلبش حس کرد و دوباره شروع کرد به کار کردن ...
اینجایی که پیدا کرده بود بهترین جا بود تقریبا هیچ رگی از کنارش رد نمیشد تا اگر یروزی عشق تجزییه شد دوباره بره توی خونش و دوباره متولد شه و دوباره خونش رو مسموم کنه و دوباره ...
با تیشه ای که آورده بود شروع کرد به کندن کف زمین قلبش, یکم بیشتر از اونچه لازم بود کند. بعد رفت سراغ جسد عشقش که انگار سالهاست مرده ،اون عشق سیاه از خونی که روش ریخته بود کاملا قرمز شده بود .هنوز هیچ چیز دیده نمی شد و صدای "تاپ تاپ" قلبش که حالا خیلی آروم و بدون عجله میزد انگار می دونست که که حالا حالا ها تند تند نمیزنه و دیگه عشقی رو تو خودش راه نمیده، توی فضای تاریک پیچیده بود.
عشق رو آروم از زمین بلند کرد اونو به صورتش نزدیک کرد و برای آخرین بار به لبهای سرد اون بوسه زد بوسه ای که بر خلاف همه بوسه که قلب اونو از جا میکند، این بوسه به تلخی زهر بود و مزه یه خداحافظی سرد و بی روح رو داشت.
آروم عشق رو انداخت توی قبری که براش درست کرده بود .خوب نگاش کرد ،این اون عشقی نیست که هر وقت در آغوشش می کشید از گرما عرق میکرد این همون عشقی نیست که وقتی می دیدش پاهاش شل مید و نمیتونست بایسته ؟؟؟این همونی نیست که چشماش زندگی اونو زیر و رو میکرد؟؟؟چرا خودشه !
ولی دیگه هیچ هیجانی نداره و مرده .
هیچ اشکی از کشتن این عشق توی چشماش جمع نشد .چون خودش خواسته بود که بمیره و هیچ کس هم نمیتونست مانع بشه .شروع کرد خاکها رو ریخت روی جسد عشقش،عشقی که داشتنش جنایت بود ولی کشتنش نه...
کارش که تموم شد با یه حالت شکسته و بیحال ولی پیروز مندانه کنار قبر نشست شروع کرد به گریه کردن بلند بلند گریه میکرد و نعره میزد حالا توی محوطه تاریک و مخوف قلبش دو صدا میومد یکی صدای "تاپ تاپ" و یکی صدای گریه،گریه نه برای اون عشق لعنتی ،برای همه تنهایی های خودش ،برای همه خاطراتی اینجا دفن کرد ،برای روزها و لحظه های تباه شده،برای بی کسی و برای...
شاید فردا توی قلبش صبح طلوع کنه شاید فردا همه چیز درست بشه ولی در نیمه شبه قلبش همه چیز تاریکه...
نظر فراموش نشه
عزیزان لطفا ، خواهشن ، نظر که نمی دین ولی حداقل این مطلبو بخونین خواهش می کنم
اینترنت پر سرعت و ارزان حق مسلم هر ایرانیست
اين درخواستي است جدي از دولت ايران براي افزايش پهناي باند و سرعت اينترنت و کاهش هزينه استفاده از آن.ملت ايران هميشه در کنار دولت بوده و حمايتش را در شرايط گوناگون از دولت نشان داده.در برابر اين پشتيباني مردم نيز انتظاراتي از مسئولين دارند که بايد مورد توجه قرار گيرد يکي از آنها داشتن اينترنت پرسرعت و ارزان است که در بسياري از کشورهاي عقب تر از ايران نيز ارائه ميشود و ايران در اين زمينه حتي در منطقه خاورميانه و کشورهاي هم رده خود جايگاه بسيار بدي دارد.با نگاهي به سد چشم انداز بيست ساله که در آن موضوعات برنامه هسته اي در کنار دارا بودن مقام اول فناوری اطلاعات در منطقه ذکر شده است و اهميت فناوری ارتباطات اينگونه بيان شده است و جزو شاخصه های پیشرفت و توسعه هر کشوری محسوب میشود واقعا جاي تعجب است که مقامات بالاي وزارت ارتباطات و فنآوري در اظهار نظر هاي واقعا بي مسئولانه اي سرعت 56 کيلو بيت سيستم منسوخ شده dial-up را براي کاربران خانگي و حتي دانشگاهها کافي ميدانند و حد اکثر سرعت را برای کاربران خانگی 128 کیلو بیت تائین کرده اند که با این قیمت های بالا در صد بسیار کمی از مردم توانایی استفاده از آن را دارند.در حالی که در کشوری مسلمان مثل مالزی سرعت 214 مگابیت بر ثانیه با قیمتی حدود 1500 تومان در اختیار مردم قرار دارد.همچنین اظهار ميکنند مردم ايران فقط با اينترنت چت میکنند ونيازي به سرعت بیشتر ندارند در حالي که آيا با اين سرعت کار ديگري هم ميشود با اينترنت کشورمان انجام داد.با این حال کسی که نرم افزاری برای موبایل یا کامپیوترش میخواهد یا مقاله و اطلاعاتی نیاز دارد ساعت ها وقت و هزاران ریال پول صرف میکند تا به هدفش برسد.مردم ایران همیشه با فرهنگ ترین و با شعور ترین ملت ها بوده اند و مسئولین باید نگاه بدبینانه خود را به نحوه استفاده مردم از اینترنت را کنار بگذارند و هرگز هزاران مزیت یک چیز به خاطر چند عیب آن نادیده گرفته نمیشود مسئولان به جای محروم کردن مردم از امکانات جدید به فکر فرهنگ سازی باشند و این یعنی احترام به شخصیت و شعور ملت.
مردم فهیم ایران به خوبی تشخیص میدهند چه چیزی درست است و چه چیزی غلط .اینگونه عملکرد و اظهار نظر مسئولان در قرن بیست و یکم و عصر ارتباطات مردم را نسبت به دولت دلسرد و بدبین میکند.حال ما کاربران اینترنت در ایران اعتراض خود را به این مسئله بیان میکنیم و خواستار بهبود سریع وضعیت اینترنت در ایران هستیم و مسئولان مربوطه و حتی رئیس جمهور محبوبمان آقای احمدی نژاد باید با دستورات قاطع در صدد رفع این مشکل مردم همیشه در صحنه ایران باشند و در برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت این خواسته ملت را اجابت کند.
در پایان متذکر میشویم که کار نباید به جایی میرسید که مردم دست به اعتراض بزنند و مسئولان خودشان باید نیازهای مردم را بشناسند و رفع کنند چون این کارها و اعتراضات به مسلحت کشور عزیزمان که دشمنان زیادی هم دارد نیست و در مقابل آن هشدار میدهیم که در صورت ترتیب اثر داده نشدن به موضوع اقداناتی که اصلا دوست نداریم عملی شود را به اجبار انجام خواهیم داد.
ملت شریف ایران منتظر خبرهای خوش از طرف شما مسئولین عزیز است.
تعداد امضاهای این قطعنامه خود به خوبی نشان دهنده اهمیت موضوع برای ملت ایران است.
از طرف کاربران اینترنت ایران
In the Name Of God
This Is a Serious Petition To Islamic Republic of Iran For Increasing Bandwitch & Making The Price of Internet Connection Lower.
Iranians People Stayed Always With The Governmet and defended from it in different conditions and People Need Something That government should respect and one of them is Having & Using High Speed Internet Connection With Low Price That It Is Given In So Many Countries Weaker Than Iran By Their Government and Iran In This Subject In Middle-Earth Has Very Bad Rank.By Seeing 20 Years Trying For Reaching Nuclear Programing Task Is Said This gonna Happen By Having First Rank Of Connection and the importance of it is said like this that it is One Of the Development Indicators and samples of any country and it is so strange that The Ministers of Connection In Iran By Unresponsibility Saying That 56KB Dial up Internet Connections For Home & University Users Is Enough & The Belive The Maximum Speed of Home Users Is 128KB Per Second That because the High Price (More Than 10$/m) Of It just a low Percent of People is only able to Use it.
Though In A Muslim Country Like Malaysia The 214MB Per Second Internet Connection Is only About 1.5$ Per Mounth Is Given to People
And They Say The Iranians only Chats on the internet and they wont need anything more Though Can We Really Do Anything More With This Speed Of Our Country?
By The Way If Anyone Need a Software Of His Cellphone/Computer or Some Informations About Something He would Waste Hours or Pay Thousand Rial(The Unit Of Iran's Money) To reach His Aim.
We should Tell To you That The Free Internet Connection That Korea's Government is Given to People is Higher Than 22$/m Internet Conection Of Iran.!
The Iranians People Was Always Civilized People and they are.and the ministers shouldn't see the Requirement of Internet users Like This and provide new Technologies and recognize the sense of the people of islamic republic of iran That know What Is Good or What Is Bad?
This Function and Showing in 21 century and the connections age is making people of iran Pessimistic to the government.
Now,We the internet users of iran impart our protest That we are wishfull to Improvment the condition of internet in iran and we tell this to the ministers and even to premier (Mr.Ahmadi Nezhad) with The Different Task And Well Programing Solve This Problem and comply the People Requirement.
at the end we notice that This Problem shouldnt be a one of the protest of people and the ministers should know the people's requirements and solve themselfs.
the number of signature Shows The Importance Of This Problem Fore People Of Iran.
From The Internet Users Of Islamic Republic of Iran
Sincerely,
لينك محل اعتراض....
http://www.petitiononline.com/hsiforus/petition.html
حتما رو لینک بالا کلیک کنید
.
اينم دوتا آهنگ از رضا صادقي
رضا صادقی(مادر-1)
http://hormozgani.persiangig.com/mother/Madar%201-Sadeghi.MP3
رضا صادقی(مادر-2)
http://hormozgani.persiangig.com/mother/Madar%202-Sadeghi.mp3
باقیش ادامه ی مطلب